زندگینامه مشاهیر و فرزانگان

زندگینامه چهره های ماندگار

زندگینامه مشاهیر و فرزانگان

زندگینامه چهره های ماندگار

فرامرز افشارطارمی


خلاصه : فرامرز افشارطارمی در سال 1325 در تهران بدنیا آمد. وی تحصیلات دانشگاهی را در مقطع کارشناسی رشته شیمی در دانشگاه شهید بهشتی آغاز و در سال 1348 بپایان رسانید. او تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه لویی پاستور فرانسه ادامه داد و موفق به اخذ دکترای شیمی فیزیک پلیمر در سال 1356 از دانشگاه مذکور شده است. نامبرده هم اکنون عضو هیئت علمی و استاد تمام دانشگاه صنعتی امیرکبیر می باشد.گروه : فنی و مهندسیرشته : مهندسی شیمیگرایش : شیمی فیزیک پلیمرتحصیلات رسمی و حرفه ای : فرامزر افشار طارمی دارای کارشناسی شیمی از دانشگاه شهید بهشتی در سال1348، کارشناسی ارشد شیمی پلیمر از دانشگاه لوئی پاستور فرانسه درسال 1353 و دکترای شیمی -فیزیک پلیمر از همان دانشگاه درسال1356 است.وقایع میانسالی : فرامرز افشار طارمی پس از اخذ دکتری پلیمر تدریس را با رتبه علمی استادیاری در دانشگاه صنعتی امیر کبیر آغاز کرد . وی پس از طی مراتب علمی استادیاری و دانشیاری به استادی نائل آمد.ایشان همچنین ریاست دانشگاه امیر کبیر را نیز بر عهده داشتند . و ی همچنین عضو فرهنگستان علوم ،جامعه پلیمر دانان فرانسه و انجمن پلیمر ایران است.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : فرامرز افشار طارمی عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه امیر کبیر است. از سمت های مورد تصدی ایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد: -رئیس دانشگاه صنعتی امیر کبیر تهران -عضو فرهنگستان علوم -عضو جامعه پلیمر دانان فرانسه -عضو انجمن پلیمر ایرانفعالیتهای آموزشی : فرامرز افشار طارمی در کنار تدریس به تحقیق در زمینه های سنتز و شناسایی ماکرومولکولی پیوندی ،سنتز پلیمر بروشهای آنیونی و کاتیونی و رادیکالی ،پلی کندانسیون ،سنتز کوپلیمر ها و پلیمرهای ستاره ای و مهندسی ماکرومولکولها می پردازد. عنوان دروس ارائه شده توسط دکتر افشار طارمی به قرار زیر است: شیمی و سینتیک پلیمریزاسیون ،شیمی فیزیک پلیمرها ،تکنولوژی لاتکس ،کاربردهای جدید مواد پلیمری ،شیمی پلیمر و پیشرفته آنهاآرا و گرایشهای خاص : زمینه تحقیقاتی : نانولوله های کربنی،نانوذرات، نانوکامپوزیت، نانوکاتالیستجوائز و نشانها : دکتر فرامرز افشار طارمی بیش از 6 تقدیر نامه از وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری ایران دریافت کرده است. ایشان همچنین در سال 1374 جایزه ای را از دولت فرانسه دریافت کرده است.چگونگی عرضه آثار : فعالیت های پژوهشی فرامرز افشار طارمی به قرار زیر است: 124 مقاله و پایان نامه 70 پروژه تحقیقاتی و صنعتی 31 مقاله چاپ و ارائه شده درژورنالهای علمی خارجی و کنفرانسهای علمی
آثار :    &nbsp1  سنتز پلیمر      ویژگی اثر : ترجمه ،مرکز نشر دانشگاه صنعتی امیر کبیر 1375
منابع :    &nbsp1http://www.nano.ir/info/personal_info.php?id=34342ترجمه از سایت http://www.aut.ac.ir/official/main.asp?uid=afshar3تهرانی زاده محسن ،شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور ،دفتر شورای جذب نخبگان ،جلد اول تابستان 1373 ،صص 15-164غریبی حسین ، بانک اطلاعلت محققین و متخصصین کشور شماره5 چاپ 1376 ص

عباس امیرجمشیدی

دکتر عباس امیرجمشیدی متولد 1331 ، داری مدرک پزشکی عمومی وتخصصی جراحی مغز واعصاب ازدانشگاه تهران وفوق تخصصی فلوشیپ جراحی کف جمجه ومیکروسرچری میکروواسکولرسرجری ازدانشگاه هانور آلمان – لندن انگلستان می باشد. وی عضو هیئت علمی گروه مغز واعصاب دانشگه علوم پزشکی تهرن ودانشیار همین گروه دربیمارستان سینا می باشد.

گروه : علوم پزشکی

رشته : جراحی مغزو اعصاب

گرایش : جراحی کف جمجمه ومیکروسرچری

تحصیلات رسمی و حرفه ای : عباس امیر جمشیدی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه فرهاد تهران (از سال 1338-1344) و مقطع متوسطه را در دبیرستان علومی (از سال 1344-1350) تهران به انجام رساند. سپس تحصیلات عالی را در در رشته پزشکی دانشکدة پزشکی در دانشگاه تهران از سال 1350 آغاز کرد . وی موفق به اخذ درجة تخصصی در رشتة جراحی مغز و اعصاب از بیمارستان دکتر شریعتی ( دانشکدة پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران )در سال 1357 گردید.ایشان رزیدنتی اعصاب را در بیمارستان دکتر شریعتی از سال 1357-1359 گذرانید. سپس تحصیلات فوق‌تخصص فلوشیپ خود را در رشتة جراحی کف جمجمه و میکروسرجری- میکروواسکولر سرجری در دانشگاه هانور آلمان- لندن انگلستان(از سال 1359-1364) به پایان رسانید.


خاطرات و وقایع تحصیل : عباس امیرجمشیدی اخذ تخصص دررشته جراحی مغز واعصاب جهت تحقیقاتی خاص رادرزندگی علمی خویش برگزیده است.

فعالیتهای ضمن تحصیل : عباس امیر حمشید درحین تحصیل دررشته جراحی مغزو واعصاب دراین زمینه درایران آلمان وانگلستان تحقیقاتی دست زده است.

وقایع میانسالی : عباس امیر جمشیدی پس ازاخذ تخصصی رشتة جراحی کف جمجمه و میکروسرجری- میکروواسکولر سرجری دانشگاه هانور آلمان- لندن انگلستان به ایران بازگشت و اکنون به عنوان عضو هیئت علمی و دانشیار گروه جراحی مغز و اعصاب در بخش جراحی مغز و اعصاب بیمارستان سینا مشغول به فعالیت می‌باشد.

مشاغل و سمتهای مورد تصدی : عباس امیر جمشیدی دانشیار و عضو هیئت علمی اعصاب بیمارستان سینا- تهران- ایران از سال 1371-1384 و رئیس آزمایشگاه MICRO- NEUROSURGERY در بیمارستان سینا -تهران-ایران از سال 1365 می باشد.

چگونگی عرضه آثار : - تعداد مقالات منتشر شده در مجلات معبر علمی داخلی و خارجی : 38 مورد Peer reviewer for 1) Archives of Iranian Medicine 2) Iranian Journal of radiology, 3) Iranian Journal of Medical Sciences ( English J. of Tehran University of Medical Sciences), Editorial board of 1) Surgical Neurology', (the international J.in the field of Neurosurgery with a very high impact power) published as a monthly periodical in the U.S.A.. 2) 'Blood', (official j. of National Institute of Blood Transfusion & by-Products). 4) 'Iranian Journal of Surgery', ( official j. of the Iranian Association of Surgeons). Conductor of at least 10 Thesis for graduation of general practitioners and at least 10 Thesis for graduation of Neurosurgeons. Conductor of 6 research proposals already finished or being undertaken in 'Trauma research center' in Sina Hospital.


آثار :    &nbsp1  آنچه که باید بدانیم؟      ویژگی اثر : گردآوری آقای دکتر ایرج فاضل، 11 فصل مربوط به مشکلات جراحی مغزواعصاب. 2  اصول جراحی مغزواعصاب      ویژگی اثر : برای دانشجویان پزشکی و دانشجویان کارشناسی ارشد پرستاری. 3  عفونت در جراحی      ویژگی اثر : فصل مربوط به عفونت در جراحیهای سیستم عصبی مرکزی
منابع :    &nbsp1http://medicine.tums.ac.ir/fa/Professor_cv.aspx?lt=8&UID=5802http://sinahospital.tums.ac.ir/Asatid/asatid1.html3http://www.casemethod.blogfa.com/post-110.aspx4پرسشنامه تکمیل شده فرهیختگان توسط دکتر عباس امیر جمشیدی بنا به درخواست بنیاد ایرانشناسی - زمستان 1386


قمرالملوک وزیری




یکی از شیر زنان ایران که در بین هنرمندان معاصر نقش مهمی داشته است قمرالمولوک وزیری می باشد که سالیان دراز ستاره درخشان آسمان هنر ایران بود. صدای رسای قمر که از نخستین زنان خواننده ایران در دوران معاصر کشور ما بود علاقمندان شیدایی نظیر تیمورتاش و عارف داشت که استاد مرتضی نی داود توانست او را کشف کند و از این خواننده اشعار مذهبی، هنرمندی بسازد که سالیان دراز نامش در هر محفل و مجمعی ورد زبان ها بود.ر
قمر در کودکی پدر و مادرش را از دست داد و با مادر بزرگ خود زندگی می کرد. نزدیکی با مادربزرگ که خواننده اشعار مذهبی بود نخستین انگیزهً رغبت او به خواندن شد. ابتدا نزد یک معلم گمنام و همچنان ناشناخته، به فراگیری آواز پرداخت و پس از آن با مرتضی نی داود آشنائـی پیدا کرد. راهیابی به محضر این استاد از یک سو قمر را با ردیف موسیقی ملی آشنا کرد و از سوی دیگر راهش را برای کسب تجربیات بعدی از استادان دیگر هموار ساخت. مرتضی نی داود درباره نخستین برخود خود با قمر چینین می گوید که: " ... اولین بار که قمر را دیدم سنش خیلی کم بود. در حدود هفده یا هجده سال داشت. این دیدار در محفلی پیش آمد که من هم به آن دعوت شده بودم. یکی از حاضران ساز می زد ولی من هیچ از طرز نواختنش خوشم نیامد. اما همین که قمر شروع به خواندن کرد به واقعیت عجیبی پی بردم. صدای این خانم جوان به قدری نیرومند و رسا بود که نمی شد باور کرد ... " همین آشنائی نخستین بود که پس از دو سال پای قمر را به کلاس نی داود باز کرد. کار پیشرفت قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانی
ر " هیزماسترزویس " به خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه پر کنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی " پولیفون " هم آمد و کمپانی های دیگر و به قول نی داود، قمر این همه اهمیت پیدا کرده بود. ر
****
قمرالملوک وزیری پس از شیدا و عارف در موسیقی نوین ایران رخ نمود ولی بی تردید نقشی دشوارتر و دلیرانه تر از آن دو ایفا کرده است؛ زیرا اگر مردی که به موسیقی می پرداخت گرفتار طعن و لعن می شد ولی مجازات زن موسیقی پرداز " سنگسار شدن " بود. زن برده در پرده بود، پرده ای به ضخامت قرن ها. قمر به هنگام نخستین کنسرت خود که در آن " بی حجاب " ظاهر شده بود، سر و کارش به نظمیه افتاد. این ماجرا اگر چه برای او خوشایند نبود، ولی بهرحال سر و صدایی کرد که در نهایت به سود موسیقی و جامعه زنان بود. قمر خود دربارهً نخستین کنسرتش می گوید : " ... آن روزها، هر کس بدون چادر بود به کلا نتری جلب می شد. رژیم مملکت تغییر کرده و پس از یک بحران بزرگ دورهً آرامش فرا رسیده بود مردم هم کم کم به موسیقی علاقه نشان می دادند. به من پیشنهاد شد که بی چادر در نمایش موزیکال گراند هتل حاضر شوم و این یک تهور و جسارت بزرگی لازم داشت. یک زن ضعیف بدون داشتن پشتیبان، میبایست برخلاف معتقدات مردم عرض اندام کند و بی حجاب در صحنه ظاهر شود. تصمیم گرفتم با وجود مخالفت ها این کار را بکنم و پـیه کشته شدن را هم به تن خود بمالم. شب نمایش فرا رسید و بدون حجاب ظاهر شدم و هیچ حادثه ای هم رخ نداد، و حتی مورد استقبال هم واقع شدم و این موضوع به من قوت قلبی بخشید و از آن به بعد گاه و بیگاه بی حجاب در نمایش ها شرکت می جستم و حدس می زنم از همان موقع فکر برداشتن حجاب در شرف تکوین بود ... " . او نخستین زنی بود که بعد از قرةالعین بدون حجاب در جمع مردان ظاهر شد. و می گفت: ر
مرمرا هیچ گنه نیست به جز آن که زنم زین گناه است که تا زنده ام اندرکفنم
****
قمر نخستین کنسرت خود را در سال 1303 برگزار کرد. روز بعد کلا نتری از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. قمر در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در همدان در سال 1310 کنسرت داد و ترانه هایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله چند گلدان نقره به از هدیه کرد آن را به عارف پیشکش نمود. با این که عارف مورد غضب بود. در سال 1308 به نفع شیر خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچه های یتیم اختصاص داده شد. به گفته دکتر خرمی 426 صفحه و به گفته دکتر سپنتا 200 صفحه از قمر ضبط شده است. ر
****
گشایش رادیو به سال 1319 بزرگترین تکیه گاه قمر و هنرمندان همزمان او بود. مردم توانستند در سطحی گسترده تر با او رابطه برقرار سازند. رابطه ای که به زودی به پیوندی ناگسستنی تبدیل شد. دیگر همهً گوش ها تشنه صدای مخملی قمر شده بود. قمر دیگر به اوج شهرت رسیده بود و بزرگان شعر و ادب و موسیقی برای دیدارش و بهره گیری از صدای یکتایش سرودست می شکستند. تاریخ موسیقی ملی ما، هرگز چنین اوج پیروزمندانه ای را به نام کسی ثبت نکرده و چنین جذبه ای را در هنر و صدای کسی به یاد ندارد. مقتدران کیسه های اشرفی به او هدیه می کردند و هنرمندان بی زور و زر، عشق هیجان زدهً خود را نثارش می ساختند. تیمورتاش وزیر دربار عاشق دلخستهً او بود، عارف قزوینی شیفته و مجذوب او شده بود و ایرج میرزا با وجود خوبرویان دیگرش دل در گرو عشق قمر داشت. قمر نیز مانند عارف درویش بود. از گردآوری زر و سیم پرهیز می کرد و به اصطلاح اهل فن گردآوری، از (عقل معاش) بی بهره بود. درآمدهای بزرگ و هدایای گران را به دست نیامده از دست می داد. اندرزهای مشفقانهً دوستان نیز در او مؤثر نیفتاد و حتی در هنگام تنگدستی نیز گشاده دستی را از دست نمی نهاد. حسن علوی کیا در مجله ره آورد چنین می نویسد : در سالهای 1325 یا 26 با عده ای از دوستان در خانه دکتر فرزین دندان پزشک دعوت داشتیم که قرار بود قمرالملوک وزیری هم در آن میهمانی شرکت کند همراه دکتر به کاباره ای که قمر می خواند رفتیم و بعد از ساعت 10 شب سوار اتومبیل ما شد و گفت می خواستم خواهش کنم مرا به حدود اکبرآباد ببرید که قبول کردیم. وقتی به آنجا رسیدیم به یکی از باغ های قدیمی وارد شد و داخل ساختمان توی اتاقی رفت که محل سکونت باغبان بود. پنجره ای به خارج داشت که داخل اتاق دیده می شد. قمر وارد اتاقی شد که یک زن و مرد جوان با دو بچه زیر کرسی نشسته بودند. قمر یکی از بچه ها را که ظاهرأ بیمار بود بغل گرفت و بوسید و کیف پول خود را باز کرد و یک بسته اسکناس در آورد و روی کرسی گذاشت. معلوم شد مزد آن شب کاباره را به این خانواده داده است. قمر وقتی بیرون آمد عذرخواهی کرد و گفت مادر این بچه بیمار سالها به من خدمت کرده و من هر شب به آنها سر می زنم. قمرالملوک وزیری در سالهای آخر عمر در اتاقی که فرش نداشت زندگی می کرد. به شدت بیمار بود. حتی کسی را نداشت که برایش غذا بپزد. نورعلی برومند و حسین ضربی همت کردند و دوستداران قمر برای او پولی جمع کردند که حدود 12 هزار تومان شد تا خانه ای در تهران پارس بخرد. پول را به قمر دادند و چند روز بعد بدیدار او رفتند که او را یاری کنند تار خانه را بخرد، معلوم شد تمام آن پول را به بچه یتیمی داده که قمر سرپرستی او را بر عهده داشته است تا برای خود خانه ای بخرد و پس از قمر در آن خانه زندگی کند. قمر چند روز بعد فوت کرد. قمرالملوک وزیری عاقبت در شامگاه پنجشنبه پانزدهم مرداد ماه 1338 در شمیران، در خانه یکی از نزدیکانش در گذشت. استاد محمد حسین شهریار غزل زیبائی دارد درباره قمر که چنین است: ر
از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست
آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید چشمت ندود اینهمه یکشب قمر اینجاشت
آری قمر آن قـُمری خوشخوان طبیعت آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست
شمعی که بسویش من جان سوخته از شوق پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست
تنها نه من از شوق سراز پا نشناسم یکدسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست
هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست
مهمان عزیزی که پی دیدن رویش همسایه همه سر کشد از بام و در اینجاست
ساز خوش و آواز خوش و بادهً دلکش ای بیخبر آخر چه نشستی خبر اینجاست
آسایش امروزه شده درد سر ما امشب دگر آسایش بی درد سر اینجاست
ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام برخیز که باز آن بت بیدادگر اینجاست
آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود باز آمده چون فتنهً دور قمر اینجاست
ای کاش سحر ناید و خورشید نزاید کامشب قمر اینجا قمر اینجا قمر اینجاست