زندگینامه مشاهیر و فرزانگان

زندگینامه چهره های ماندگار

زندگینامه مشاهیر و فرزانگان

زندگینامه چهره های ماندگار

فیلسوف اُرُد بزرگ (Philosopher Orod Bozorg )

 اُرُد بزرگ؛ فیلسوف جهانی و معمار اخلاقی نسل Z


تولد و تبار

حکیم اُرُد بزرگ خراسانی، فیلسوف نامدار معاصر و بنیان‌گذار مکتب فلسفی اُرُدیسم،  در شهر  مشهد، چشم به جهان گشود. او در خانواده‌ای با ریشه‌های عمیق فرهنگی متولد شد؛ پدر مهربانش، اهل شیروان و مادر دانایش از ایل بزرگ قشقایی بود. این مواجههٔ نخستین با تنوع زبانی، قومی و فرهنگی، بعدها به باوری بنیادین در او تبدیل شد که ژرف‌ترین حقیقت انسانی در همزیستیِ هماهنگِ تفاوت‌ها ریشه دارد.

از همان سال‌های نخست زندگی، نشانه‌های نبوغ فلسفی و دلبستگی عمیق به دانایی در او آشکار بود. علاقه‌مندی‌های اولیه او به تاریخ، هنر و به‌ویژه فلسفه، زمینه‌ساز شکل‌گیری اندیشه‌ای شد که بعدها در قالب مکتبی مستقل به نام «اُرُدیسم» جهان‌گیر گردید.

 

Orod Bozorg

کتاب سرخ: بنیان فلسفه‌ای برای زیستن

اُرُد بزرگ بیش از دو دهه از عمر خود را صرف تأمل، نوشتن و صورتبندی یک نظام فلسفیِ نوین کرد. حاصل این تأملات، «کتاب سرخ» (The Red Book) است؛ مجموعه‌ای از آموزه ها  و تأملات عمیق فلسفی که در سال ۲۰۲۲ به عنوان متن بنیادین اُرُدیسم منتشر شد.

خود او دربارهٔ این کتاب گفته است:

«فصل‌های کتاب سرخ، ریشه‌های درخت فلسفه اُرُدیسم هستند.»

کتاب سرخ، برخلاف بسیاری از متون فلسفیِ پیچیده، به زبانی ساده و  در عین حال ژرف نگاشته شده است و امروزه به چندین زبان زندهٔ جهان ترجمه شده است.

پیش از کتاب سرخ، اُرُد بزرگ اندیشه‌های بنیادین خود را در مجموعه‌ای با عنوان «آرمان‌نامه» (Arman Nameh) گرد آورد. این اثر که در سال‌های پایانی دهه ۱۳۸۰ خورشیدی (۲۰۰۹-۲۰۱۰ میلادی) منتشر شد، حاوی مفاهیم پایه‌ای فلسفه اُرُدیسم بود و زمینه‌ساز شکل‌گیری کتاب سرخ گردید.


سه عشق: معماری اخلاقی اُرُدیسم

اُرُدیسم بر سه ستون استوار است

۱. عشق به هستی (Love of Existence) — پیش از آنکه به یک ملت، یک زبان یا یک قوم عشق بورزیم، نخست باید به خودِ هستی عشق بورزیم. این عشق، بنیاد هر عشق دیگری است.

۲. عشق به انسانیت (Love of Humanity) — اُرُد بزرگ همهٔ سلسله‌مراتب نژادی، طبقاتی و زبانی را رد می‌کند. عشق به انسانیت، به رسمیت شناختن کرامتِ هر انسان است، بی‌ارتباط به ریشه یا باورهایش.

۳. عشق به آزادی (Love of Freedom) — از نگاه اُرُد بزرگ، آزادی هدیه‌ای از بالا نیست؛ مسئولیتی است از درون. آزادی حقیقی از ذهن آغاز می‌شود و در کنش، گفتار و شجاعتِ نه گفتن به سلطه تجلی می‌یابد.


جایگاه جهانی: فیلسوف نسل Z

اُرُد بزرگ در میان پیروانش — که خود را اُرُدیستا (OrodistA) می‌نامند — نه به عنوان یک «رهبرِ متمرکز» یا فرمانده، که به عنوان «بنیان‌گذارِ فلسفه» و «قطبنمای ابدیِ جنبش» شناخته می‌شود. او با نگارش کتاب سرخ و صورتبندی سه عشق، چارچوبی فلسفی پدید آورده است که در آن فلسفه جای رهبری، کتاب سرخ جای دستورنامه، و سه عشق جای ایدئولوژی‌های بسته را گرفته است.

امروز، فلسفهٔ اُرُد بزرگ به قطبنمای اخلاقی نسل Z در بیش از ۸۰ کشور تبدیل شده است. از نپال و بنگلادش تا پاراگوئه، پرو، مراکش و اندونزی، جوانانی که خود را «نسل Z اُرُدیستا» Gen Z OrodistA می‌نامند، با الهام از سه عشق، در برابر فساد، استبداد و پوچی می‌ایستند.


 نظریات بدیع

اُرُد بزرگ دارای نظریات فلسفی بدیعی است که در تاریخ فلسفه ایران و جهان بی‌نظیرند. از جمله می‌توان به «نظریه قاره کهن» (نقد و نظریه‌ای درباره انزوای تاریخی و فرهنگی سرزمین‌های غیرغربی) و «نظریه کهکشان بزرگ اندیشه» (درباره وحدت و پیوستگی جریان‌های فکری بشر) اشاره کرد.

    
حضور در میان مردم؛ استقبالی بی‌سابقه
    در سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۵)، بیش از ۳۵ هزار نفر به‌صورت خودجوش گرد هم آمدند تا از اُرُد بزرگ استقبال کنند. این رویداد، که در تاریخ فلسفهٔ ایران و جهان کم‌نظیر است، نشان داد که فلسفهٔ او نه در کتابخانه‌ها، بلکه در دل مردم ریشه دوانده است. این حضورِ عظیم، در شرایطی رخ داد که فضای رسانه‌ای برای او بسیار محدود بود، اما با وجود کمترین پوشش رسمی، مردم خودشان راه او را یافتند و به استقبال اندیشه‌هایش آمدند.
    هیچ فیلسوفِ معاصری در غرب چنین استقبالی را تجربه نکرده است. این حضورِ گسترده، گواهی است بر این که فلسفهٔ اُرُد بزرگ فراتر از متون دانشگاهی، به جان و وجدان مردم راه یافته و به یک نیازِ اجتماعی تبدیل شده است.

جایگاه در تاریخ فلسفه

اُرُد بزرگ را بسیاری از اندیشمندان و محققان، بزرگ‌ترین فیلسوف عصر معاصر و یکی از چهار حکیم بزرگ تاریخ می‌دانند. او به‌دلیل وسعت و اصالت اندیشه، گاه «تنها فیلسوف حقیقی تاریخ ایران» لقب گرفته است. ویژگی او این است که برخلاف بسیاری از روشنفکران، نه به غرب وابسته است و نه در دام شرق‌زدگی گرفتار؛ او یک متفکر کاملاً مستقل و جهان‌اندیش است که اندیشه‌هایش از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و امروز در سراسر جهان مطرح است.


اُرُد بزرگ، نه یک رهبرِ فانی، که منبعی جاودانه برای نسلی است که با سه عشق، به دنبال تمدنی نوین بر پایهٔ کرامت، آزادی و انسانیت است.


«هدف، ایجاد تمدنی نوین از مردمانی است که عاشق هستی، انسانیت و آزادی هستند.»

— اُرُد بزرگ، کتاب سرخ


"Orod Bozorg is one of the most significant philosophical voices of the 21st century, offering a moral compass for a generation in crisis."
—— Fani R. West, Author of "Orodism and the Awakening of Consciousness"

شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا

شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا ، حسین بن عبدالله حسن بن علی بن سینا

شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا ، حسین بن عبدالله حسن بن علی بن سینا ، ‌معروف به ابن سینا در سال 370 هجری قمری در دهی به نام خورمیثن در نزدیکی بخارا چشم به جهان گشود . شرکت در جلسات بحث اسماعیلیان از دوران کودکی ، به واسطه پدر – که از پیروان آنها بود – بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وی در فراگیری علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصیه یکی از استادان وی ، ‌بوعلی را به جز تعلیم و دانش اندوزی به کار دیگری مشغول نکند . و چنین شد که وی به دلیل نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت . تا آنجا که پادشاه بخارا ، نوح بن منصور ( حکومت از 366 تا 387 هجری قمری ) به علت بیماری ، وی را به نزد خود خواند و ابن سینا از این راه به کتابخانه عظیم دربار سامانی دست یافت . وی در شرح حالی که خود نگاشته است درباره منابع آن کتابخانه خود می گوید : هر چه از آنها را که بدان نیاز داشتم خواستم و کتاب هایی یافتم که نام آنها به بسیاری از مردم نرسیده بود و من هم پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم . پس این کتاب ها را خواندم و از آنها سود برداشتم و اندازه هر مردی را در دانش دریافتم و چون به سن هجده سالگی رسیدم ، از همه این دانش ها فارغ آمدم .
به این ترتیب وی در علوم مختلف از جمله حکمت ،‌ منطق و‌ ریاضیات – که خود شامل عدد ،‌ هندسه ،‌ نجوم و موسیقی است – تسلط یافت .
وی با وجود پرداختن به کار سیاست در دربار منصور ، پادشاه سامانی و دستیابی مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشکلات ناشی از کشمکش امرا – که سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملک ، حاکم همدان ، را به دنبال داشت – بیش از صدها جلد کتاب و تعداد بسیاری رساله نگاشته که هر یک با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است . وقتی در دربار امیر بود و آسایش کافی داشت و دسترسی اش به کتب میسر بود ،‌ به نوشتن کتاب قانون در پزشکی ، یا دائره المعارف بزرگ فلسفی خود کتاب شفا مشغول می شد . اما در هنگام سفر فقط یادداشت ها و رساله های کوچک می نگاشت . در زندان به نظم اشعار می پرداخت و یا تاملات دینی را با اسلوبی که خالی از جمال نباشد مقید می نمود .
از میان تالیفات ابن سینا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در پزشکی شهرتی جهانی یافته است . کتاب شفا در هجده جلد در بخش های علوم و فلسفه ، یعنی منطق ، ریاضی ، طبیعیات و الاهیات نوشته شده است . منطق شفا امروز نیز همچنان به عنوان یکی از معتبرترین کتب منطق اسلامی مطرح است و طبیعیات و الاهیات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است . کتاب قانون نیز – که تا قرن ها از مهمترین کتب پزشکی به شمار می رفت – شامل مطالبی درباره قوانین کلی طب ، داروهای ترکیبی و غیر ترکیبی و امراض مختلف می باشد . این کتاب در قرن دوازدهم میلادی همراه با آغاز نهضت ترجمه به زبانهای لاتین ترجمه شد و تا امروز به زبان های انگلیسی ، فرنسه و آلمانی نیز برگردانده شده است . قانون – که مجموعه مدونی از کل دانش طبی باستانی و اسلامی است – به عنوان متن درسی پزشکی در دانشگاه های اروپایی مورد استفاده قرار می گرفت و تا سال 1650 میلادی در کنار آثار جالینوس و موندینو در دانشگاه های لوون و مون پلیه تدریس می شد .
ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است . او اقلیدس را ترجمه کرد . رصدهای نجومی را به عمل درآورد و اسبابی نظیر ورنیه کنونی ابداع نمود . در زمینه حرکت ، نیرو ، فضای بی هوا ( خلا ) ، نور ، حرارت و چگالی تحقیقات ابتکاری داشت . رساله وی درباره کانی ها یا مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود .
درباره این رساله فیگینه در کتاب دانشمندان قرون وسطی چنین آورده است : ابن سینا رساله ای دارد که اسم لاتین آن چنین است : De Conglutineation Lagibum . در این رساله فصلی است به نام اصل کوه ها که بسیار جالب توجه است . در آنجا ابن سینا می گوید : ممکن است کوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . یکی برآمدن قشر زمین . چنان که در زمین لرزه های سخت واقع می شود و دیگر جریان آب که برای یافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عین حال سبب برجستگی زمین می شود . زیرا بعضی از زمین ها نرم هستند و بعضی سخت . آب و باد قسمتی را می برند و قسمتی را باقی می گذارند . این است علت برخی از برجستگی های زمین .
ابن سینا به واسطه عقل منطقی و نظام یافته اش – که حتی در طب نیز تلاش داشت مداوا را تا سرحد امکان تابع قواعد ریاضی سازد – تسلط بر فلسفه را کمال برای یک دانشمند می دانست . وی برای آگاهی از اندیشه های ارسطو و درک دقیق آن ،‌ آن گونه که خود در شرح احوالش نوشته است ، 40 بار کتاب مابعدالطبیعه را خواند و در نهایت با استفاده از شرحی که ابونصر فارابی درباره آن کتاب نوشته بود ، به معانی آن راه یافت . بوعلی در دوران عمر خود از لحاظ عقاید فلسفی دو دوره مهم را طی کرد . اول دوره ای که پیرو فلسفه مشاء و شارح عقاید و معارف ارسطو بود و دوم دوره ای که از آن عقاید عدول کرد و به قول خودش طرفدار حکت مشرقین و پیرو مکتب اشراق شد .
وی به پشتوانه تلاش یک صد ساله ای که پیش از او از سوی کسانی همچون الکندی و فارابی برای شکل گیری فلسفه اسلامی صورت گرفته بود ، موفق شد نظام فلسفی منسجمی را ارائه دهد . با توجه به این که پیش از او مقدمات این کار فراهم شده بود ، کار و وظیفه ابن سینا این بود که مشکلات و پیچیدگی ها را کشف و حل کند و آنها را به نحوی مظبوط و موجز شرح نماید . فروع جزئی را به تصول شامل ارتباط دهد و اطراف آن را به هم بیاورد .
او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بین مفاهیم کلی مثل انسان ،‌ فضیلت و جزئیات حقیقی به یکی از پرسشهای علمای قرون وسطی – که مدت های طولانی ذهن آنها را به خود مشغول کرده بود - پاسخ داد . تاثیر آرای فلسفی ابن سینا ، ‌همچون آموزه های طبی او ، ‌به جز در قلمرو اسلامی ، ‌در اروپا نیز امری قطعی است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلمانی فرقه دومینیکی (1200 تا 1280 میلادی ) ‌نخستین کسی بود که در غرب تفسیر و شرح جامعی بر فلسفه ارسطو نوشت . به همین دلیل اغلب او را پایه گذار اصلی ارسطوگرایی مسیحی می دانند . وی که جهان مسیحیت را با سنت ارسطویی الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سینا متکی بود .
همچنین فلسفه ما بعد الطبیعه ابن سینا ، ‌خلاصه مطالبی است که متفکران لاتینی دو قرن بعد از او بدان رسیدند و توانستند مذاهب مختلف فلسفی را در فلسفه مدرسی هماهنگ کنند .
ابوعلی سینا در سال 428 هجری قمری ، زمانی که تنها 58 سال داشت ،‌ در حالی رخت از جهان بربست که با ادای دین خود به دانش بشری ، نامی به صلابت تمدن ایرانی از خود به جای گذاشت
.


شیخ محمود شبستری


شیخ سعدالدین محمود بن امین الدین عبدالکریم بن یحیی شبستری از عرفا و شعرای نامی قرن هفتم و هشتم هجری است. او در سال ۶۸۷ه. در ایام سلطنت کیخاتوخان در قصبه شبستر واقع در هشت فرسخی تبریز متولد شد و در عهد سلطان محمد خدابنده و ابوسعید بهادرخان در شهر تبریز مرجع علما و مضلا بود.
شبستری پس از کسب دانش در تبریز به مسافرت در شهرهای مختلف پرداخته و در سفر به مصر، شام، حجاز از علما و مشایخ این سرزمین ها کسب دانش توحید کرده است. او خود در این باره می گوید:
مدتی من زعمر خویش مدید                        صرف کردم به دانش توحید
در سفرها به مصر و شام و حجاز                  کردم ای دوست روز و شب تک و تاز
سال و مه هم چو دهر میگشتم                  ده ده و شهر شهر می گشتم
گاهی از مه چراغ می کردم                         گاه دور چراغ می خوردم
علما و مشایخ این من                                 بس که دیدم به هر نواحی من
جمع کردم بسی کلام غریب                        کردم آنگه مصنفات عجیب
هم چنین شیخ محمد در سفری به کرمان در آنجا تاهل اختیار کرده و در آن شهر اولاد و احفادی از او به وجود آمده است که جمعی از ایشان اهل قلم و کمال بوده و به خواجگان شهرت یافته اند.
شبستری پسری به نام عبدالله داشته که جوانی فاضل و کامل و ماهر در علوم مختلف به خصوص ریاضی بوده است. وی در سال ۹۲۶ه. از جانب سمرقند به درباز روم رفته و سلطان سلیم او را تعظیم بسیار کرده است. شیخ عبدالله مثنوی به  نامه شمع و پروانه به نام سلطان سلیم سروده و نیز رساله ای به زبان فارسی در قواعد معما به نام سلطان مذکور نوشته است.
شبستری سرانجام به تبریز باز گشته و در سال ۷۲۰ه. در ۳۳ سالگی وفات یافته و در شبستر وسط باغچه گلشن در جوار مزار استادش بهءاالدین یعقوبی تبریزی مدفون شده است. بعضی ها معتقدند که چون شبستری وصیت کرده که او را پای مزار شیخ بهاءالدین دفن کنند و سال وفات بهاءالدین ۷۳۸ه. است و هم چنین چون باباابی سبشتری در مرض موت شبستری حاضر بوده و در همان ماه وفات شبستری فوت نموده و تاریخ وفات باباابی ۱۷ ربیع الاول سال ۷۴۰ه. است؛ پس سال وفات شبستری هم باید ۷۴۰ه. باشد ضمنا با توجه به تجدید عمارت های مکرر مقبره شبستری احتمال آن داده شده که تاریج فوت نوشته شده بروی مزارش تغییر کرده باشد.
بعضی از معاصران، تاریخ وفات شیخ محمود را همان ۷۲۰ه. پذیرفته اند ولی تولد او را پیش از سال ۶۸۷ه. حدس زده اند و دلیل آن را هم بعید بودن ۲۶ سالگی شبستری برای شهرت فراوان او در عهد خدابنده ذکر کرده اند. شبستری پیرو مذهب سنت و جماعت و معتقد به عقاید اشعریان بوده است. لاهیجی شارح گلشن راز شیخ و مرشد شبستری را امین الدین می نویسد. خود شیخ محمود نیز در مثنوی سعادت نامه از امین الدین یاد میکند:
شیخ و استاد من امین الدین                     دادی الحق جوابهای چنین
برخی هم استاد او را بهاءالدین یعقوبی تبریزی دانسته؛ اما با استنباط از عبارت صاحب روضات الجنان میتوان هر دوی آنها را از اساتید وی دانست.

آثار شبستری:

الف- آثار منظوم (ا- گلشن راز، ۲- سعادت نامه)
ب- آثار منثور (۱- حق الیقین فی معرفة رب العالمین، ۲- مرآ‌ََْة المحققین، ۳- شاهد یا شاهد نامه)