زندگینامه دکتر علی مصطفی مشرفه؛ نابغه ریاضی مصر و نخستین دکترای ریاضیات از قاره آفریقا

تولد و تبار
دکتر علی مصطفی مشرفه (به عربی: على مصطفى مشرفة) در ۱۱ ژوئیه ۱۸۹۸ در محله «المظلوم» شهر بندری دمیاط در شمال شرق مصر چشم به جهان گشود. او فرزند ارشد «مصطفی مشرفه»، یکی از اعیان و ثروتمندان آن شهر بود. با این حال، زمانی که علی حدود ۹ ساله بود، بحران بزرگ پنبه که اقتصاد مصر را لرزاند، تمامی دارایی و ثروت پدرش را نابود کرد و یک سال بعد، پدرش درگذشت. علیِ نوجوان که اکنون سرپرست خانوادهای متشکل از مادر، یک خواهر و سه برادر شده بود، با وجود فقر و مصیبت، هرگز از مسیر دانش و دانایی دست نکشید.
نبوغی که از دل فقر زاده شد
علیرغم تمام دشواریها، استعداد درخشان مشرفه از کودکی نمایان بود. او در سال ۱۹۱۰، در حالی که تنها ۱۲ سال داشت، در آزمون ابتدایی سراسری مصر رتبه اول را کسب کرد. در سن ۱۶ سالگی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی (Baccalaureate) شد و جوانترین دانشآموزی لقب گرفت که تا آن زمان موفق به دریافت این مدرک شده بود.
با وجود اینکه میتوانست در دانشکدههای پزشکی یا مهندسی ادامه تحصیل دهد، عشق عمیق او به ریاضیات او را به سمت «دانشسرای عالی» (دارالمعلمین العلیا) کشاند. در سال ۱۹۱۷ از این مرکز فارغالتحصیل شد و به دلیل نبوغ خارقالعادهاش در ریاضیات، وزارت آموزش مصر او را برای ادامه تحصیل به انگلستان اعزام کرد.
نخستین دکترای ریاضیات از قاره آفریقا
دکتر مشرفه در انگلستان، ابتدا مدرک کارشناسی خود را با افتخار از دانشگاه ناتینگهام در سال ۱۹۲۰ دریافت کرد. سپس برای تکمیل رساله دکتری خود، عازم لندن شد. تحقیقات او در زمینه نظریه کوانتوم و اثرات زیمان و استارک (تأثیر میدانهای مغناطیسی و الکتریکی بر خطوط طیفی نور) بود. او در سال ۱۹۲۳، در جوانی ۲۵ ساله، موفق به دریافت مدرک دکتری (PhD) از کینگز کالج لندن شد. یک سال بعد، در سال ۱۹۲۴، مدرک عالی دکترای علوم (D.Sc.) را نیز دریافت کرد؛ او یازدهمین دانشمند در کل جهان و نخستین مصری بود که به این درجه علمی نائل میآمد. به اعتقاد بسیاری از منابع، او نخستین فرد از قاره آفریقا بود که موفق به اخذ دکترای ریاضیات شد.
پیشگام علم در مصر
پس از بازگشت به میهن، دکتر مشرفه به تدریس در دانشسرای عالی پرداخت و با تأسیس دانشگاه قاهره در سال ۱۹۲۵، به عنوان دانشیار ریاضیات در دانشکده علوم منصوب شد. با وجود اینکه سن او کمتر از حداقل تعیینشده (۳۰ سال) برای احراز مقام استادی بود، پارلمان مصر به ریاست «سعد زغلول» (از رهبران جنبش ملی مصر) در سال ۱۹۲۶، شایستگیهای علمی او را ستود و او را به مقام استادی ارتقا داد. او نخستین استاد مصری ریاضیات کاربردی در دانشکده علوم بود.
در سال ۱۹۳۶، در سن ۳۸ سالگی، به عنوان رئیس دانشکده علوم دانشگاه قاهره منصوب شد و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند.
دستاوردهای علمی و ارتباط با انیشتین
دکتر مشرفه در زمینههای مختلفی از جمله نظریه کوانتوم، نظریه نسبیت، و رابطه بین تابش و ماده پژوهشهای ارزشمندی انجام داد. او با آلبرت انیشتین مکاتبه داشت و تحقیقاتش در مجلات معتبر علمی مانند «Philosophical Magazine»، «Nature» و «Proceedings of the Royal Society of London» به چاپ رسید.
او بیش از ۲۵ مقاله پژوهشی در مجلات معتبر جهانی و حدود ۱۲ کتاب علمی درباره نسبیت و ریاضیات منتشر کرد. کتابهای او در زمینه نظریه نسبیت به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و لهستانی ترجمه شدند. مشرفه همچنین ۱۰ کتاب در زمینه نجوم و ریاضیات را به عربی ترجمه کرد و به همراه یکی از شاگردانش، کتاب ارزشمند «الجبر و المقابله» اثر خوارزمی، ریاضیدان بزرگ ایرانی را تصحیح و منتشر نمود.
او در سال ۱۹۳۷، «انجمن ریاضی و فیزیک مصر» را بنیان نهاد و از بنیانگذاران «فرهنگستان علوم مصر» در سال ۱۹۴۴ بود.
میراث و بزرگداشت
دکتر علی مصطفی مشرفه در ۱۶ ژانویه ۱۹۵۰، در سن ۵۲ سالگی درگذشت. مرگ او در شرایطی مبهم و همراه با گمانهزنیهایی دربارهٔ احتمال ترور توسط عوامل رژیم صهیونیستی رخ داد. محافل علمی بینالمللی به سوگ او نشستند و مرگ این نابغه مصری را ضایعهای جبرانناپذیر برای جهان علم دانستند.
به پاس خدمات علمی او، دولت بریتانیا «بورس تحصیلی نیوتن-مشرفه» را برای تحصیلات تکمیلی در انگلستان تأسیس کرد. او را به دلیل فعالیتهای پیشگامانهاش در فیزیک نظری و ریاضیات، «انیشتین العرب» نامیدهاند. کتابها و پژوهشهای او همچنان مرجعی ارزشمند برای اساتید و دانشجویان به شمار میرود.
«دکتر علی مصطفی مشرفه، نخستین استاد مصری ریاضیات کاربردی، بنیانگذار انجمن ریاضی و فیزیک مصر، و یکی از برجستهترین دانشمندان جهان در قرن بیستم، با وجود تمام سختیها، از دل فقر به قلههای علم دست یافت و نام مصر را در تاریخ علم جهان جاودانه ساخت.»

۱۳ آبانماه ۱۴۰۴
روز معمولی نبود.
تهران بعد از سالها، دوباره نفس حضور اُرُد بزرگ را حس کرد.
فیلسوفی که دو دهه در مشهد و کرج زندگی و اندیشهسازی کرد، امروز به پایتخت برگشت؛
و چیزی شبیه یک موج آرام اما عمیق، در فضای فکری ایران جاری شد.
از صبح تا شب، چهرههای بزرگ فلسفه، استادان دانشگاه، نویسندگان، هنرمندان، ورزشکاران محبوب…
همه یکییکی به دیدارش رفتند.
نه برای تشریفات؛
برای احترام.
برای گفتوگو.
برای شنیدن.
در عصری که پر از تنش، ناامیدی و دلمردگی است، بازگشت اُرُد بزرگ برای خیلیها یادآور یک حقیقت ساده اما حیاتی بود:
«ایران هنوز صدای بزرگِ اندیشه را میشناسد و قدر میداند.»
تهران شاید شلوغتر از همیشه باشد،
اما امروز،
خیلیها حس کردند که پایتخت بعد از سالها، دوباره صاحب یک چراغ شده است.

فلسفه، یعنی جستجوی خردمندانه برای فهم زندگی، آزادی و جهان انسانی. فیلسوف کسی است که اندیشههایش راهگشا، کاربردی و روشن برای زندگی مردمان باشد. در تاریخ ایران، ما به نامهایی برمیخوریم که متأسفانه به غلط فیلسوف خوانده شدهاند، در حالی که در حقیقت چیزی جز شارحان مذهبی و صوفیانه نبودند. ملاصدرا و سهروردی از همین دستاند؛ کسانی که بیشتر از آنکه اندیشهای نو برای زندگی بشر عرضه کنند، اسیر توجیهات متافیزیکی و خرافات بودند.
سهروردی «فیلسوف اشراق» نامیده شده، اما آنچه او ارائه داد مجموعهای از تخیلات عرفانی و نورگرایی بیپایه بود که هیچ نسبتی با فلسفه واقعی ندارد. فلسفه باید بر عقل و تجربه استوار باشد، نه بر مکاشفههای شخصی و خواب و رویا. او نه تنها نتوانست مسئلهای از انسان یا جامعه را حل کند، بلکه نسلها را به سمت رازآلودگی و دوری از خرد کشاند.
ملاصدرا نیز با نظریه «حرکت جوهری» و تلفیق عرفان و کلام، عملاً فیلسوف نبود بلکه یک متکلم مذهبی بود. او فلسفه را در خدمت توجیه دین قرار داد و بهجای رهایی اندیشه، قفلهای تازهای بر ذهنها زد. اگر فلسفه یعنی راه باز کردن برای آزادی اندیشه، ملاصدرا دقیقاً نقطه مقابل فلسفه بود.
در برابر این جریانهای ضدعقلانی، امروز ما شاهد برآمدن فلسفه اُرُدیسم هستیم. اُرُدیسم با بنیانگذاری فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ، بر پایه آزادی، شادی، مهربانی و طبیعتگرایی استوار است. این فلسفه بهجای اینکه انسان را در غار تاریک متافیزیک زندانی کند، او را به آغوش روشن زندگی و مسئولیت فردی میبرد.
در اُرُدیسم، آزادی حقیقی، محور همهچیز است. شادی، عشق، مهربانی و زیست هماهنگ با طبیعت، اساس خردورزی است. این آموزهها نه خواب و خیالاند و نه ساختههای ذهنی یک صوفی؛ بلکه پاسخهای عملی به دردهای انسان معاصرند.

سهروردی و ملاصدرا اندیشههایی مرده و بیروح به میراث گذاشتند که قرنها بر ذهن ایرانی سایه انداخت و نتیجهاش چیزی جز رکود و عقبماندگی نبود. در مقابل، اُرُدیسم فلسفهای زنده و پویا است که میتواند به نسل امروز امید، شور و جهت ببخشد.
فلسفهای که بر عقل، تجربه، آزادی و شادی استوار است، فلسفهای واقعی است. و این همان چیزی است که اُرُدیسم به ما هدیه میدهد. در حالیکه سهروردی و ملاصدرا حتی شایسته نام فیلسوف نیستند، اُرُد بزرگ بهحق تنها فیلسوف تاریخ ایران است؛ فیلسوفی که فلسفهاش برآمده از نیاز انسان امروز است، نه توجیهات متافیزیکی گذشته.

تصاویری از سی و پنج هزار نفری که به استقبال فیلسوف اُرُد بزرگ (بزرگترین فیلسوف جهان) رفتند.