زندگینامه مشاهیر و فرزانگان

زندگینامه چهره های ماندگار

زندگینامه مشاهیر و فرزانگان

زندگینامه چهره های ماندگار

دکتر جعفر شهیدی

جعفر شهیدی فرزند سید محمد سجادی در سال 1306 هجری شمسی در شهر بروجرد به دنیا آمد. جعفر شهیدی از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبی ایران بشمار می رود. دوران تحصیل ابتدائی و اندکی از متوسطه را در بروجرد و سپس ادامه آن را در تهران به اتمام رسانید. استاد شهیدی قبلا بنام سجادی معروف بود که بعدها تغییر شهرت داده و با نام شهیدی در مراکز علمی و دانشگاهی شهرت پیدا کرد.

 برخورد با شادروان دکتر محمد معین باب آشنائی ایشان را به حضور استاد علامه، مرحوم دهخدا فراهم نمود و بعد از تشکیل سازمان لغت نامه دهخدا، معاونت سازمان رابعهده گرفت. اخذ درجه دکتری با امتیاز والا و استادی دانشکده ادبیات در فاصله سالهای 1340 به بعد در سالهای بعد صورت گرفت.

بعد از مرگ مرحوم دکتر محمد معین، استاد شهیدی مسئولیت اداره سازمان لغت نامه دهخدا را به عهده گرفت. او در زمینه های ادب عرب و فارسی استادی بنام است و درک محضر و مجالست با اساتیدی نظیر بدیع الزمان فروزانفر، دهخدا، جلال همائی و دکتر محمد معین اعتبار علمی و معنوی او را دو چندان کرده است.



ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 26 دی 1386 در دانشگاه تهران پیکرش تشییع شد


ابوریحان بیرونی خوارزمی

ابوریحان بیرونی
پدر جغرافیای نوین و دانش تجربی (آزمایش)

ابوریحان بیرونی خوارزمی نابغه‏ی بزرگ ایرانی ، همان کسی است که سده‏ها پیش، پدران اروپاییان به هنگامه‏ی نوزایی(رنسانس)، او را به انگیزه‏ی بهره‏مندی از نگرش‏های دانشی‏اش گرامی داشته اند.
این شگفت ترین مرد روزگاران، به گونه‏ی چشمگیری بر تمامی دانش‏های دانشگاهی روزگار ما همچو: تاریخ، ادبیات، فلسفه، طبیعیات، ریاضیات، هندسه و ستاره شناسی چیرگی داشته است.
«بیرونی بزرگترین نابغه‏ای است که تاریخ نشان داده است.» (ادوارد زاخاو- Edvard saxchau)
1- از هم میهنان بیرونی چه کسی او را می شناسد؟!
ابوریحان محمد پوراحمد بیرونی خوارزمی (362-440ه) نابغه‏ی بزرگ «ایرانی» و نه عرب!، همان کسی است که سده‏ها پیش، پدران اروپاییان به هنگامه‏ی نوزایی(رنسانس)، او را به انگیزه‏ی بهره‏مندی از نگرش‏های دانشی‏اش: «استاد بیرونی» = «maitr ALbiron» می خواندند. و دیدگاه‏هایش را رای پایانی هر گفتگو کارشناسی در اروپا به شمار می بردند. و سال‏ها پیش از آن که ما در این جستار به شناسایی او برای فرزندان امروزیش بپردازیم، تمامی پژوهش‏هایش را با اشتهایی سرشار می بلعیدند؛ و پس از پشت سرگذاشتن دادگاه‏های کلیسیای (انکیزیسیون)، اندیشه‏هایش را دوای توشه‏ی بی خردی و یک‏سونگری (تعصب) می ساختند!
او که در شهر «بیرون» (از بخش‏های خوارزم) دیده به دیدار گشوده بود، شاگردی و پژوهش را در خوارزم به انجام رساند و به گفته‏ی نامه‏ی دانشوران: در تمام مدت تحصیل و تعلیم، نه زبانش از بیان فراغت یافت و نه دستش از قلم. ابوریحان از آموزشدیدگان راستین آموزه‏های ابونصر پور علی پور عراق ریاضی دان نامبردار زمان خود بود. و پس از چندی به دربار شمس المعالی قابوس پور وشمگیر رفته و در نزد او جایگاه ویژه‏ای یافت و نگارش: «آثارالباقیه» را که بسیار از آن خواهیم گفت به نام او (به سال 391) ساخت.
گفته‏اند سالی نیز به همراه محمود غزنوی به دیار هندوستان شد.
نگارنده، درباره‏ی سفر فرزانه‏ی پژوهنده‏ی خوارزمی به هندوستان گمانی ندارم، اما این که در ملازمت محمود نادان ترک نژاد بسر می برده، سخت بیمناکم.
درهرروی، بی‏گمانیم که سرگذشت و پژوهش‏های شگفت ابوریحان در میان هندوکان و بررسی جهانبینی‏های ایشان و آموختن و بررسی سنسکویت، سبب نگارش شاهکاری شگفت آور به نام «تحقیق مااللهند» می گردد؛ که از چگونگی آن نیز خواهیم گفت.
در سرتاسر سرگذشت زندگی ابوریحان بیرونی سخن از پژوهش و سفرو آزمایش است و سخن از چگونگی پژوهش و آزمایش‏های او ورخنه‏ی شگفت انگیزش بر دانش امروز بیشتر از روایت همیشگی فراز و نشیب زندگانی او، شایسته‏ی ارزشی امروزی است.
تردید نکنید!، بیرونی مرد امروز است، نه مرد دوران محمودی.

2- دیدگاه‏های ابوریحان بیرونی :
این شگفت ترین مرد روزگاران، به گونه‏ی چشمگیری بر تمامی دانش‏های دانشگاهی روزگار ما همچو: تاریخ، ادبیات، فلسفه، طبیعیات، ریاضیات، هندسه و ستاره شناسی چیرگی داشته است.
«وی معتقد بوده است که همراه با هر گونه استدلال علمی، آزمونی نیز بایستی انجام شود تا درستی یا نادرستی نقل قول‏ها و برداشت‏ها و استدلال‏ها معلوم گردد به کار گرفتن روش‏های تجربی در علوم که از نوآوری‏های ابوریحان بیرونی است، چندین سده بعد در اروپا توسط دانشمندان دیگری چون بیکن و دِکارت پیشنهاد شد و شالوده‏ی روش علمی امروزی را تشکیل داد.
ابوریحان بیرونی صاحب متجاوز از 113 کتاب و مقاله است که در زمینه‏های علم هیئت، نجوم، فیزیک، دستگاه‏های علمی، گاه شماری، ادبیات و مذهب و غیره نوشته است.»(1)
بیرونی در پژوهشی بسیار ارزشمند با نام «لمعات» (در علم مناظر) در زمینه‏ی دانش نورشناسی (Optic)، به ویژه ساختار نور، بررسی‏های بسیار گرانسنگی را بر دوش دارد.
ابوریحان در چگونگی دیدن اجسام به وسیله‏ی چشم، برابر با نگره‏ی ابن هیثم است که: پرتو نور از جسم دیده شده(مرئی) به چشم باز می گردد. و نکته‏ی شگفت انگیز این که در این بررسی بیرونی سرعت نور را پیش از شتاب آوا(صدا) دانسته که دانش غربی چند سده پس از ابوریحان بدان دست یافت.
او گونه‏ی بالارفتن آب‏ها را از فواره‏ها و چشمه‏ها بیان کرده و روشن کرده است که چگونه چشمه‏ها جوشان می‏شوند و چگونه می توان آب‏ها را از ژرفای چاه‏ها و چشمه‏ها به قلاع و منارها جریان داد.
او برابری و ترازمندی خط روی دریاها و آب‏های زیرزمینی را با اندازه‏ی روی زمین در کانون‏های گوناگون بررسی کرده است.
او اندازه‏ی روی زمین رابه دست آورده و در بخش پایانی کتاب «اسطرلابات» معادله‏هایی برای اندازه گیری نیمکره‏ی زمین آورده که دانشمندان غربی این معادله‏ها را به نام او نوشته‏اند.
او ماه و سال و روزهای هفتگانه را در میان اقوام و تمدن‏های گوناگون بیان کرده و تاریخ بسیاری از کشورها را گزارش داده و درازای سرزمین‏های گوناگون را از روز کسوف ماه و دیدن آن در سرزمین‏های دیگر به دست آورده است.
او نخستین کسی است که همانند دانش امروزی، جغرافیا را بررسی کرده و تجربه و بررسی را در این رشته پذیرفته و اساس علم طبیعی را بر پایه‏ی ریاضی استوار ساخته است.
«بیرونی در زمینه‏ی نقشه برداری نیز روش‏های ابداعی خاصی داشته که بر اساس تلفیق دانش‏های ریاضی و هندسه استوار بوده است. عرض جغرافیایی شهر بلخ که توسط بیرونی اندازه گیری شده برابر 41/36 درجه است که با سنجش امروزی (45/36 درجه) نزدیکی شگفتی دارد. پیش از وی، خوارزمی این عرض جغرافیایی را برابر 40/38 درجه تعیین نموده بوده است. بیرونی اندازه نصف النهار زمین را برابر 4/11062 کیلومتر تعیین نموده که آن نیز با توجه به مقدار دقیق امروزی (0/11110 کیلومتر) دارای دقت فوق العاده‏ای است. روش ابداعی بیرونی در مساحی مبتنی بر تعیین و اندازه گیری زاویه انحطاط افق است. غربیان پیش از آن به این شیوه برخورد کنند ابداع این روش را به شخصی به نام رایت در قرن هفدهم میلادی نسبت می داده‏اند.»(2)
هزار سال پس از بیرونی:«انیشتین معتقد است که جسم از ذرات بسیار ریزی تشکیل شده است و نام آن ذرات را «فوتون» نهاد. و ابوریحان عیناً همین نظر را داده است و نام آن ذرات را «اجزاء لطیفه» نهاده است.»(3)
در همین روند استاد عبدالحمید نیرنوری می نویسد: «ابوریحان به آزادی هر چه تمامتر درباره‏ی امکان گردش زمین به دور خورشید صحبت می کرد و در پاسخ آنهایی که زمین را ساکن می دانستند و استدلال می کردند....، می‏گفت: کسانی که زمین را متحرک و خورشید را ساکن فرض می کنند، گویند علت این که اشیایی که در سطح زمین است به فضا پرتاب نمی شود این است که قوه‏ای در مرکز زمین است که اشیا را به سوی خود جذب و در حین حرکت زمین مانع پرتاب اشیا به فضا می شود... و این گفته مربوط به صدها سال پیش از نیوتون و داستان ساختگی افتادن سیب از درخت و کشف قوه‏ی جاذبه توسط او با همین افتادن سیب از درخت است و چنان که دیده می شود قرن‏ها پیش از کوپرنیک و گالیله موضوع گردش زمین به دور خورشید به آزادی و بدون هیچگونه مخالفتی از طرف روحانیون اسلامی مورد فحص و بحث قرار می گرفت.»(4)
ابوریحان ویرایش‏هایی در گاهشماری انجام داد که از ویرایش‏های پاپ گریگوری که شش سده پس از او انجام گرفت درست تر و برتر است. او به گردش، نیروی گرایش، و گرد بودن زمین و گردندگی آن به دور کانون خود، و گردش سالانه دور خورشید که شش سده پس از آن کپرنیک، کپلر و نیوتون به آن پی بردند، پرداخته است.
قانون وزن ویژه و وزن ویژه‏ی 18 گونه از سنگ‏های گرانبها را در فیزیک نمایان و جدولی در این باره ساخته است. همچنان که او فرهنگ نامه‏ای بزرگ نیز در هیئت و ستاره شناسی و ریاضی دارد که همواره دانش اروپایی از آن بهره‏مند بوده است.
این شگفت ترین نابغه‏ی روزگاران روش سنجش و شمارشِ نتیجه‏ی جمع تصاعدی هندسی را پیدا کرد، روش کار چاه آرتزین(چاه‏های آبفشان – فوراه) را به نیکی بررسی کرد. شعاع دایره‏ی زمین را اندازه گرفت، و شیب مدار خورشید را در برابر سطح استوا با نبود ابزارهای امروزی، 23 درجه و 35 دقیقه اندازه گیری کرده و امروزه 23 درجه و 27 دقیقه اندازه گیری می شود!
و به همین انگیزه‏ها او را مرد امروز می نامیم.
3-نگاهی به برخی از نوشتارهای ابوریحان:
- آثار الباقیه عن القرون خالیه:
که با ترجمه‏ی انگلیسی: chronology of Arcient Nations در اروپا منتشر شده، از بزرگترین شاهکارهای تاریخ‏نویسی جهانی است که همچنین در بخشی از آن به بررسی ریشه‏ها و روش «تسطیح کره»(stereoyraphic projection) نیز پرداخته ودرآن راه پاسخ مبتکرانه و تازه‏ای را برای نگاشتن نقشه‏های جغرافیایی به دست می‏دهد. و برابر با نگارش او آشکار می شود که بی گمان این ابوریحان بوده که نقشه‏ی «مرکاتور» (Gerard kremer mercator) را که پایه‏ی آن تسطیح استوانی است، نخستین بار ساخته است.
و اگر همه‏ی کوشش‏های بیرونی را در این دفتر همچون کاوش در تاریخ وسرگذشت و گاهشماری‏های سرزمین‏های باستانی و.... را کنار گذاریم، تنها همین کار بزرگ، برجستگی اندیشه و دانش او را در بستره‏ی دانش امروز نشان می دهد.
آثارالباقیه در 1887م به وسیله‏ی ادوارد زاخائو در لندن منتشر شد.


- تحقیق ماللهند من مقبوله مقولة فی العقل اومرذولة:
که به راستی نماد پیشرفت شگفت انگیز دانش زمین شناسی در میان دانشمندان مسلمان در روند سفرهای گوناگون آنان به گوشه گوشه‏ی جهان و شناسایی سرزمین‏های گوناگون به شمار می رود و نتیجه‏ی کوشش ابوریحان پیرامون نگرش‏های ریاضی و ستاره شناسی هندی و اندیشه‏ها و جهان بینی‏های هندوکان و ویژه گی‏های جغرافیایی و زمین شناخت این سرزمین است.
نگرش میسیو رینود(m.Reinaud) در 1839م. به این کتاب بر اساس نسخه‏ی خطی بود که به سال 1816 م در آرشیو ملی پاریس شماره خورده بود.
او در6-1844 در روزنامه‏ی آسیایی، جستارهایی با نام: نامه‏های منتشر نشده‏ی جغرافیایی و تاریخی و علمی به عربی و فارسی درباره‏ی هند، منتشر کرده در 1849 آنها را به گونه‏ی یک گفتار جداگانه چاپ کرد. این گفتار دارنده‏ی بخش‏های 18، 40و 41 از «تحقیق ماللهند» است.
ژول مول در 1860 به انجمن آسیایی پاریس پیشنهاد کرد که نشر و ویرایش «ماللهند» رابه چندین تن واگذار کنند.
الکساندر فون‏هامبلت (Alexander von Hambolot) در آلمان نخستین کسی است که فهرستی از دانش‏های تجربی و زیست شناخت و گفتارهای وابسته به آن را با نام «cosmos»(= هماهنگی، نظم) در 1847 به نگارش درآورد و در آن دیدگاه همه کارشناسان و دانشمندان را به تحقیق ماللهند گرایش داد.
و بی گمان به وسیله‏ی این کوشش ابوریحان بود که مغرب زمین به شناخت هندوستان رسید.
چنان که بر نگره‏ی ویلیام دورانت :
«کتاب تاریخ الهند بیرونی یکی از بزرگترین پژوهش‏های علمی ادبیات قرون وسطی می باشد.»(5)

- القانون المسعودی فی الهیئته و النجوم:
یک دانشنامه‏ی ستاره شناسی، جغرافیا، هیئت، و ریاضی در یازده بخش که بهترین گواه پیشرفت علمی دانشمندان ستاره شمار مسلمان به شمار می رود و بیرونی در آن کوشیده تا جنبش پیچیده‏ی سیاره‏ها را بررسی کند.
«بیرونی در کتاب القانون المسعودی به ابتکارهای شگفتی در دانش مثلثات دست زده و معادله‏ای (فرمول) برای بسط سینوس یک زاویه به دست آورده که هرگاه به علایم جدید نمایش دهیم ملاحظه خواهیم کرد که فرمول بیرونی نزدیکی زیادی به معادله‏ی نیوتون دارد و جدایی آن دو بسیار کم است.»(6)
بیرونی در «القانون المسعودی» در هماهنگی اندازه‏های جغرافیایی (Geographilal coordinates) هرگونه بی گمانی و یقین و پیروی و تقلید را کنار زده و تنها بر پایه‏ی آزمایش و پژوهش و تجربه استوار گشته است. به همین انگیزه جدول‏های ساخته شده بسیار شایسته‏ی نگرش‏اند و به همین سبب نیز زکی‏ولید طوفقان (پژوهشگر ترک) بخش جدول‏ها را جداگانه به پیوست بخش‏هایی از چند نامه‏ی دیگر بیرونی منتشر ساخت. وپس از آن دکتر جورج سارتون در نشریه‏ی «Isis» (4-1943، ش 34) آن را از نگاه علمی سنجید.
القانون المسعودی در 1929 م به وسیله‏ی دانشگاه اسلامی علیکره (هند) به انگلیسی ترجمه شد که سبب پژوهش‏هایی در این باره از سوی کارل شوی گشت.
از این کتاب دو نسخه‏ی خطی (در کتابخانه‏ی برلین و گنجینه‏ی بریتانیا) در دست است. ماکس کراوزه
(max Krause) خاورشناس آلمانی با برابری هفت نسخه‏ی قدیمی تر از نسخه‏ی آکسفورد آن را ویرایش و منتشر کرد و همان نسخه به کوشش شادروان مولانا ابولکلام آزاد (وزیر فرهنگ هند) در 6- 1954 در سه دفتر در حیدرآباد (دکن) منتشر شد.

- تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن:
درباره‏ی جغرافیا در رشته‏ی ریاضی بررسی‏هایی شده و در آن به پژوهش‏هایی همچو اندازه گیری شعاع زمین و ویژه گی‏های اندازه‏های جغرافیایی سرزمین‏ها و... پرداخته است.
بنابراین برخی بر این نگره‏اند که او را می باید بنیانگذار دانش «ژئودزی» (Geodesie) بدانیم.
این پژوهش به وسیله‏ی جمیل علی به انگلیسی ترجمه و از سوی دانشگاه امریکایی بیروت در 1968 منتشر شده است.

- کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم:
بیرونی درباره‏ی ستاره شناسی و اخترماری به سال 420 هجری در غزنین این پژوهش را به خواهش دختر حسین خوارزمی انجام داد که به راستی درآمدی شگفت بر دانش ستاره شماری است. و در آن چهار دانش کلیدی در نجوم: هندسه، ریاضی، هیئت و احکام (و یک فن کوچک: استرلاب) را به گونه‏ی بسیار ستایش برانگیز بررسی کرده است. و نگرش‏هایی همچو: فراز و فرود خورشید، چگونگی شب و روز، سپیده و شفق، ساعت‏ها، اندازه‏ی میانه‏ی روز، منطقه البروج، اندازه‏ی ویژه زمین، استوا، درازا و پهنای جغرافیایی شهرها، انگیزه‏ی بلندی و کوتاهی شب و روز، سوی نماز(قبله)، خسوف و کسوف و گاهشماری را در آن گنجانده است.
ابوریحان این دفتر را به هر دو زبان دانش آن روز: پارسی و تازی برگردانده است.
این پژوهش گرانسنگ در 1934 م به وسیله‏ی رایت (R.R. Wright) به انگلیسی (درلندن) منتشر شد. و اگر به لاتین نیز بر می گشت بی گمان پایگاهی برابر با قانون بوعلی در اروپا می یافت.

- استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب:
در این پژوهش با تیزنگری شگفتی به بررسی پرسش امکان حرکت زمین، حرکت وضعی این کره، و اندازه‏ی تقریبی محیط کره‏ی زمین به وسیله‏ی اتساع افق که امروزه به «قاعده‏ی بیرونی» بنام می باشد، پرداخته است.
این پژوهش ابوریحان به وسیله‏ی ویدمان (E. wiedemann) به آلمانی ترجمه شده است.

- استخرج الاوتار فی الدائره: بخواص خط المنحنی الواقع فیها:
درباره‏ی اندازه‏ی درازی وترها و انگیزه‏های ابوریحان در این باره و گردآوری بررسی‏های ابوسعید سجزی، ابوعلی بطری، ابونصرعراق، ابوالحسن مصری، سلیمان بن عصمة و ابو جعفر خازنی دراین باره آورده شده است.
این دفتر ابوریحان در 11- 1910 م به وسیله‏ی دکتر‏هانری سوتر (Heinirich suter)، با نام:
Das Buch Der Auffindung Der sehnen به آلمانی ترجمه و کوشش‏های برجسته‏ای بر آن شده است. و به تازگی نیز بخش‏هایی از آن به انگلیسی روایت و تفسیر شده است.
و همچنان می توان از دیگر پژوهش‏های ارزشمند او در زمینه‏ی ستاره شناسی نیز «تمهید المستقرلتحقیق معنی الممر» را نام برد. که به سال 1951 به وسیله‏ی دو پژوهشگر عرب به انگلیسی ترجمه شده است.
کلمنت موله نیز، وزن ویژه‏ی بسیاری از جشم‏ها را که بیرونی نمایان ساخته بود به فرانسوی ترجمه کرد :
J.J.Clement mullet, pesanteur de Diversis surstances Miner – ales procde pour 11. obtenir Dapres Abou – rihan albirouny

4- ابوریحان، کاشف راستین قاره‏ی امریکا(7):

برابر با گفتارهای گذشتگان، پیشنیان بر آن بودند که بخش خشکی و شایسته‏ی زیست در زمین ویژه‏ی 4/1 شمالی است که آن را ربع مسکون می نامیدند و تمام 90 درجه‏ی عرض شمالی را خشکی نمی دانستند.
اما ابوریحان بیرونی نخستین دانشمندی است که در ایران زمین با نیروی شگفت انگیز دانش و خرد بر این نگره بود که در نیم کره‏ی جنوبی زمین (ربع شمالی دیگر) درست در کانون برابر قطرهای 4/1 شمالی نیز خشکی هست و دو ربع دیگر زمین را آب فرا گرفته و همین آب‏ها میان دو قاره را جدایی افکنده است.
و این پرسش که چرا نیاکان تنها یک ربع شمالی زمین را دارای خشکی می دانستند، پرسش چهارم از هشت پرسش ابوریحان از پورسینا است.
نگرش ابوریحان را به قاره‏ی نوین در دو جا از «تحقیق ماللهند» و یک جا در قانون مسعودی می توان دید و برابر با آنچه ابوریحان گفته، هر پژوهشگری بی گمان می شود که ربع شمالی (خشکی مقاطر) که ابوریحان با چشم خرد بدو گریسته، همان سرزمینی است که میان دو اقیانوس آرام و اطلس بوده و 462 سال پس از ابوریحان و شش سد سال پیش از این به وسیله‏ی کریستوفر کلمبیوس اسپانیولی (دریانورد یا دزد دریایی؟!) که بی گمان بود به هندوستان رسیده، تنها به گونه‏ی ناگهانی و از روی اشتباه پیدا گشت!
«یک بازرگان فلورانسی: «امریکووسپوس» که جزو همراهانی کریستف کلمب بود، به نام پادشاه پرتغال در 1492 سفری به سرزمین جدید نمود، و نشان داد که دریانوردان اسپانیولی بر خلاف تصورشان به جزیره‏ای در کرانه‏ی جنوب خاوری آسیا نرسیده، بلکه آنها به کرانه‏های قاره‏ی جدید راه یافته بودند. به همین جهت سرزمین جدید به نام «امریکو» خوانده شد، و امریکا نام یافت.»(
بیرونی همچنین در «تحدید نهایات الاماکن» پیرامون این که آیا در نیمکره‏ی جنوبی زمین نیز خشکی هست؟ بررسی‏های بسیار ارزنده‏ای نموده است.

5- نگاه دانشمندان اروپایی به بیرونی:
- جورج سارتون(Georg sarton)، استاد پیشین دانشگاه ‏هاروارد امریکا:
«ابوریحان مردی بود باهوش سرشار و آگاهی‏های گسترده و ژرف، ابوریحان فیلسوفی بزرگ و ریاضی‏دان نیرومند است و د ردانش جغرافیا سرآمد و از تمامی شاخه‏های دانش زمان خویش آگاهی داشت... او مردی پژوهشگر، فیلسوف، ریاضی دان، جغرافی‏دان، چهره‏ای با فرهنگ و دارای آگاهی‏های گسترده بود، که از بزرگان مطالعات اسلامی و از بزرگترین دانشمندان جهان بوده است.»(9)

- اسمیت (D.E. Smith):
«بیرونی درخشانترین چهره‏ی علمی زمان خود و ریاضیات بود و غربیان در آگاهی‏های خود درباره‏ی علوم هند خود را مدیون او می دانند.» (10)

- آلدومییلی (Aldo mieli)، شرق شناسی ایتالیایی:
«شخصیت بیرونی درحقیقت ما را با فرد سرکشی در جهان علم مواجه می کند که با آن که چگونگی دانشی او شایسته ستایش وبزرگداشت فراوان بوده، باز هم آنچنانکه باید و شاید بزرگی او به خوبی نشان داده نشده است.» (11)

- کارادوو (carrade vaux) پژوهنده‏ی دانش اسلام شناسی، در: «متفکران اسلامی» چنین می نویسد:
«اکنون به یک چهره‏ی معنوی و نخستین که پایگاه بلند و ویژه‏ای در یادگارهای علمی قرون و سطی دارد، برمی خوریم و آن بیرونی است. با آن که از دوره‏ی بیرونی سال‏ها گذشته اما اندیشه‏ی او هنوز تازه و جوان است. دارنده‏ی این اندیشه‏ها، به دانشمندان روزگار ما نزدیکتر است تا به دانشمندان زمان خود. روش ذهنی و اوج فکری او همانند شیوه‏ی پژوهش و پیشرفت دانشمندان امروز است.» (12)
و همچنین از دیگر چهره‏های علمی اروپا که به ستایش ابوریحان پرداخته‏اند می توان به میسیورینود که در 1839 نوشتارها و نگرش‏های ابوریحان را بررسی کرده و بسیار او را ستوده اشاره کرد و همچنین پژوهش‏های ارزنده‏ی «م. اسن. موسک» در 1843 که درباره‏ی ابوریحان سخن گفته است.


استاد علی اکبر صنعتی




میهن ما نیز ، سرشار از این الماس های با ارزش و گرانبهاست . یکی از این گوهرهای کم نظیر ، هنرمندی است به نام استاد سید علی اکبر صنعتی ، مجسمه ساز و نقاش معاصر که امسال در همایش چهره های ماندگار از زحمات بی دریغ او در عرصه هنر تقدیر به عمل آمد . مردی که توانسته با دست های مهربان خود صدها مجسمه از انسان های دوست داشتنی دنیا بسازد و آنها را جاودانه کند . مردی که لحظه های گذرای زندگی را مثل یک شکارچی صید و در تابلوهای خود ماندگار کرده است . استاد علی اکبر صنعتی ، در سال 1295 ه . ش در کرمان به دنیا آمد . پدرش پس از جنگ جهانی اول به طاعون درگذشت و مادرش مثل بسیاری از مردم آن روزگار تهی دست بود ، به خاطر نگرانی آینده فرزندش ، او را به مرحوم حاج علی اکبر صنعتی - موسس پرورشگاه " صنعتی" کرمان سپرد.

. علی اکبر به یتیم خانه و کارگاه قالی بافی یتیم خانه عادت کرده بود.


دوره جدیدی در زندگی او آغاز شد ، حاج علی اکبر صنعتی تصمیم گرفت ، با شروع سال تحصیلی بچه ها را به مدرسه بفرستد ، اما علی اکبر و خیلی از بچه های یتیم خانه برای رفتن به مدرسه یک مشکل داشتند و آن هم نداشتن نام خانوادگی بود
. به همین خاطر، روزی ماموران ثبت احوال را به یتیم خانه دعوت کرد و از آنان خواست تا نام خانوادگی خودش - صنعتی - را در شناسنامه بچه ها از جمله علی اکبر ، ثبت کنند. آن روز برای علی اکبر روزی فراموش نشدنی بود . روزی که "سید علی اکبر صنعتی" نام گرفت .


کلاس چهارم و پنجم بود که به حقیقت تلخ یتیمی خود پی برد
. دیگر با دنیای شاد کودکی فاصله گرفته بود و بیشتر وقت ها به پدر از دنیا رفته اش فکر می کرد و به مرض طاعونی که او را از پدرش جدا کرده بود. طاعون برای او یک "هیولا" بود ، هیولای ترسناک . او با نقاشی هایش به جنگ هیولا می رفت. شکل هیولای طاعون را روی کاغذ می آورد و او را به بند می کشید، به این خیال که از او انتقام بگیرد . و به این شکل استعداد او در این هنر نمایان شد.


روزی علی اکبر به طور اتفاقی عکس چاپ شده ای از تابلوی مشهور
"تالار آیینه" اثر استاد کمال المک را در یک سالنامه دید . وقتی عکس آن تابلوی بسیار زیبا را دید ، ساعتها به فکر فرو رفت و دانست که هنوز راه درازی در پیش دارد . تا آن روز فکر می کرد، نقاشی و هنر همان چیزی است که خودش به تنهایی تجربه کرده است . اما "تالار آیینه" دریچه تازه ای از نور به دنیای بسته علی اکبر گشود و او را وا داشت تا به دنبال آفریننده "تالار آیینه" بگردد.

او تا آن روز نمی دانست که با همت استاد کمال الملک مدرسه ای در پایتخت تاسیس شده است به نام
"مدرسه صنایع مستظرفه" -مدرسه هنرهای زیبا و ظریف- و در آن عده ای از شاگردان مخلص و با ذوق در حضور استاد بزرگ کمال الملک تعلیم می بینند .

علی اکبر برای جمع کردن پول سفر تهران و ثبت نام در مدرسه کمال الملک تصمیم گرفت پرتره ای از چهره حاج علی اکبر صنعتی بکشد
. بعد از چند شبانه کار مداوم ، کشیدن تابلو به پایان رسید.

آن روز، حاج صنعتی در دفتر یتیم خانه نشسته بود ، علی اکبر آهسته جلو رفت و تابلو را روی میز او گذاشت
. کافی بود حاجی انعامی به او بدهد ، آن وقت می توانست به تهران برود و استاد بزرگ را ببیند و...

چند روز بعد از آن حاج صنعتی او را به همراه نامه ای مبنی بر ثبت نام در مدرسه کمال الملک راهی تهران کرد
.

در آن زمان دیگر کمال الملک در آن مدرسه نبود و به نیشابور نقل مکان کرده بود به همین دلیل علی اکبر در کلاس درس استاد طاهرزاده
(نقاش مینیاتور) حاضر شد . و با جدیت کارش را شروع کرد. اما مینیاتور با روحیه اش چندان سازگاری نداشت. او طعم فقر و تنگدستی را چشیده بود . گرسنگی و پا برهنگی را می فهمید و به همین خاطر نمی توانست در سبکی که با روحیه اش تضاد دارد، موفق گردد . تصمیم گرفت بجای کشیدن نقاشی مینیاتور از روی یک مجسمه گچی نقاشی کند . این مجسمه را "استاد ابوالحسن خان صدیقی" ساخته بود. مجسمه مرد کوری به نام حاج مقبل که در میدان بهارستان تهران نی می نواخت و با پولی که به او می دادند روزگار می گذراند .


او با این نقاشی از دنیای مینیاتور دور شد، و استعداد خودش را در مجسمه سازی نشان داد
. و برای تبحر در این هنر در محضر "استاد ابوالحسن خان صدیقی" حاضر شد.

روزی سید علی اکبر شنید که نمایشگاهی در سفارت آلمان برپا شده است ، به همراه استاد
"طاهر بهزاد" به دیدن آن رفت. نمایشگاه نقاشی های "آلبرت هونمان" علی اکبر تا آن زمان بیشتر با رنگ و روغن کار کرده بود و کار با آبرنگ را چندان جدی نمی گرفت .

اما تماشای آبرنگ این هنرمند، او را شیفته این فن نمود
. بعد از نمایشگاه، ارتباط علی اکبر با هونمان بیشتر شد . به طوری که او حدود شش ماه ، عصرها بعد از تعطیل شدن کلاس های مدرسه ، به خانه او می رفت و تعلیم آبرنگ می گرفت.


پس از آن علی اکبر به یتیم خانه پسر حاجی که در تهران
(روبروی موزه ایران باستان) قرار داشت رفت و در آنجا با تلاش شبانه روزی خود و کمک برادران یتیمش ، بیش از 40 مجسمه ساخت و در یتیم خانه به نمایش گذاشت. آنقدر استقبال از این نمایشگاه زیاد بود که برای بازدیدکنندگان بلیت در نظر گرفته شد که آن پولها هم اغلب صرف خرید گچ و سایر ابزار و وسایل ساختن مجسمه های دیگر می گردید


"
قتل عام مجسمه ها "



در
28 مرداد 1332 شمسی بین مصدق و شاه درگیری پیش آمد و حکومت مصدق با کودتا بر کنار شد، عده ای آدم جاهل و ناآگاه به نمایشگاه هجوم آورند و مجسمه های بی گناه استاد را شکستند . قصد آنها شکستن مجسمه هایی بود که بالاجبار علی اکبر از شاه ساخته بود اما اکثر مجسمه های نمایشگاه خرد شد ، تابلوهای آن شکست و از بین رفت .


بعد از آن علی اکبر مدتی را با ناامیدی گذراند اما به خود دلداری داد و تصمیم گرفت به جبران آن بپردازد
. او هر مجسمه و تابلویی که امکان مرمت داشت - تا آنجا که توانست - از نو ساخت. "دوباره از نو" با دو سال تلاش مداوم، مجسه هایی از شخصیت های بزرگ ایران و جهان ساخت و در آن جا به نمایش گذاشت. اما به اصرار پسر حاجی علی اکبر ، (آقای عبد الحسین)، نمایشگاه را به ساختمانی در حوالی میدان راه آهن ، انتقال داد. در سال 1352 شمسی ، پسر حاج صنعتی ، از دنیا رفت و محل نمایشگاه میدان راه آهن که ملک شخصی او بود در اختیار ورثه قرار گرفت ، آنها نیز نمایشگاه را تعطیل کردند و بر در آن قفل زدند. خواهش علی اکبر سودی نداشت و بچه های گچی و سنگی و برنزی او در آن نمایشگاه زندانی شدند






مرحوم هنرمند "علی اکبر صنعتی"، نقاش و مجسمه ساز برجسته کشورمان روز چهارشنبه از مقابل موسسه فرهنگی هنری صبا واقع در میدان فلسطین تهران تشییع شد.
دراین مراسم، معاون فرهنگی و هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دکتر"حسن حبیبی" رییس فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، رییس موزه‌های هنری تهران، استاندار ونماینده مردم کرمان وجمعی از چهره‌های فرهنگی وهنری و علمی کشور به همراه خانواده آن مرحوم و قشرهای مختلف مردم تهران حضور داشتند.
در این مراسم پیام تسلیت "محمد حسین صفار هرندی" وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط نماینده وی قرائت شد.
در پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن عرض تسلیت فقدان استاد صنعتی به جامعه هنری کشور از خدمات استاد صنعتی قدردانی و عنوان شد تاریخ هنر ایران استاد صنعتی را هرگز از یاد نخواهد برد.
دبیر فرهنگستان صبا در این مراسم ضمن عرض تسلیت درگذشت مرحوم استاد صنعتی به جامعه هنری کشور، گفت: این روزها شاهد رفتن هنرمندانی هستیم که جامعه هنری کشور سخت مدیون خدمات آنان است.
دکتر نامور مطلق افزود: مرحوم استاد صنعتی به خوبی شناخته و شناسانده نشده در حالی که او هنرمندی مردم دوست، صادق، مهربان و خلاق بود.
استاندار کرمان هم در سخنانی از افتتاح موزه بزرگ از آثارمرحوم صنعتی و به نام "موزه استاد صنعتی" در چند روز آینده در کرمان خبر داد.
پیکر مرحوم استاد علی اکبر صنعتی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
استاد"علی‌اکبر صنعتی" مجسمه ساز و نقاش برجسته کشورمان بامداد سیزدهم فروردین در سن ‪ ۹۰‬سالگی دارفانی را وداع گفت.
استاد صنعتی از دو سال پیش به علت سکته مغزی قدرت تکلم خود را از دست داده بود و نیمه چپ بدنش نیز فلج شد.
وی همچنین از ششم اسفندماه سال گذشته به علت عارضه ریوی و مشکل تنفسی در بیمارستان ایرانمهر بستری که پس از بهبودی نسبی از بیمارستان ترخیص شد.
استاد صنعتی دوره‌های تخصصی مجسمه‌سازی و نقاشی را درمدرسه‌صنایع مستظرفه و مدرسه‌صنایع قدیم زیرنظراستادانی چون طاهرزاده،بهزاد مینیاتور، ابوالحسن صدیقی و استاد محمد حیدریان گذراند.
از این مجسمه‌ساز و نقاش شهیر معاصر که‌ازموسسان موزه مردمی میدان امام خمینی (ره)است آثاری نظیر مجسمه‌های مرد زندانی، زن بینوا، کمال الملک، سوته دلان، گاندی و نیز تابلوهای موزائیکی از سنگ و تابلوهای رنگ و روغن به جای مانده است.
استاد صنعتی در زمستان سال گذشته در آیین بزرگداشت نام‌آوران عرصه‌های مختلف کشور در شمار منتخبان فرهنگستان هنر قرار گرفت


روزگاری گذشت